غنای اطلاعات ویکیپدیا بر هیچکس پوشیده نیست. از دریای اطلاعات این وبسایت میتوان برای تحقیقهای تجاری و غیرتجاری و تقریبا در هر زمینهای بهره برد. شرکتها، محققان، دانشمندان داده و حتی افراد صرفا کنجکاو، همهوهمه درزمرهی افرادی قرار میگیرند که سعی میکنند دادههای ویکیپدیا را استخراج و تحلیل کنند.
ویکیپدیا بهمثابهی گنجینهای است که از مجموعهای از صدهامیلیون صفحهی وب و میلیونها مقالهی وزین چندزبانه تشکیل شده است. این امر ویکیپدیا را به بهشت خزندگان وب (Web Crawler) تبدیل کرده است. با جستوجویی ساده در گیتهاب، متوجه میشوید بیش از سیصد خزندهی وب و پروژههای مشابه برای استخراج داده از ویکیپدیا وجود دارد.
وبکراولینگ، تنها راه موجود برای استخراج و تحلیل دادههای ویکیپدیا نیست. برای مثال، ویکیمدیااجازهی استخراج دادهها در فرمتهای متنوعی را میدهد. همچنین، API ویکیمدیا نهتنها برای دریافت اطلاعات، بلکه برای ایجاد باتها و تعامل با مقالات بهطور برنامهنویسیشده استفاده میشود.
در آموزش زیر، روی ابزار Mixnode تمرکز میکنیم که استخراج و تحلیل دادهها از ویکیپدیا با استفاده از کوئریهای SQL را فراهم میآورد. برای استفاده از این ابزار باید با SQL آشنا باشید.
Mixnode اجازه میدهد با وب مانند پایگاه داده برخورد کنید. با استفاده از Mixnode میتوانید کوئری بنویسید و آن را روی وب اجرا کنید. با اجرای کوئری مدنظر Mixnode بهطور خودکار صفحات لازم برای پاسخ به کوئری را پیدا میکند.
مثالهای زیر نحوهی کارکرد Mixnode و استخراج و تحلیل دادهها را شفافتر میکند.
select
url
from
pages
where
url_domain = 'wikipedia.org' url نمایانگر آدرس صفحه استpages جدولی است که هر ردیف آن مطابق با صفحهی منحصربهفرد در وب استurl_domain = 'wikipedia.org' مطمئن میشویم که فقط صفحات ویکیپدیا و سابدامینهای آن (مانند en.wikipedia.org) مدنظر قرار میگیرند. اگر بخواهید فقط در ویکیپدیای فارسی جستوجو کنید، کافی است عبارت fa.wikipedia.org را جایگزین کنید.select
url,
css_text_first(content, 'h1#firstHeading') as title
from
pages
where
url_domain = 'wikipedia.org'
and
url like '%/wiki/%'css_text_first(content, 'h1#firstHeading') عنوان مقالهی ویکیپدیا را خروجی میدهد. با نگاهی به سورس HTML مقالات ویکیپدیا، پی میبریم h1#firstHeading مسیر CSS برای عنوان مقاله است. css_text_first نیز تابعی است که اجازهی استخراج اولین مورد از انتخابگر CSS را میدهد. content در اینجا سورس کامل HTML صفحه است.
url like '%/wiki/%' استفاده میکنیم تا مطمئن شویم نتایجمان فقط به مقالات مربوط میشود.select
url,
css_text_first(content, 'h1#firstHeading') as title
from
pages
where
url_domain = 'wikipedia.org'
and
url like '%/wiki/%'
and
contains(content, 'Elon Musk')contains() تابعی است که اجازهی بررسی وجود یک زیررشته در یک رشته را میدهد. با استفاده از contains(content, 'elon musk') مطمئن میشویم که در نتایجمان عبارت Elon Musk موجود است.select
url,
css_text_first(content, 'h1#firstHeading') as title,
cardinality(css_text(content, 'ol.references li')) as reference_count
from
pages
where
url_domain = 'wikipedia.org'
and
url like '%/wiki/%'
order by reference_count descol.references قابلدسترسی است. css_text(content, 'ol.references li') متن تمامی منابع مقاله را به ما میدهد و ازآنجاییکه فقط به تعداد نیاز داریم، پس از تابع cardinality() استفاده میکنیم که اندازهی یک آرایه را برمیگرداند. desc در خط آخر مقالات را بهصورت نزولی برایمان مرتب میکند. برای مرتبسازی بهصورت صعودی از asc استفاده کنید.select
url,
css_text_first(content, 'h1#firstHeading') as title,
cardinality(words(css_text_first(content, '#content'))) as article_length
from
pages
where
url_domain = 'wikipedia.org'
and
url like '%/wiki/%'
order by article_length descwords() آرایهای شامل تمامی کلمات یک متن را برمیگرداند. استفاده از cardinality(words(css_text_first(content, '#content'))) as article_length، تعداد کلمات یک مقاله را به ما میدهد.select
avg(cardinality(words(css_text_first(content, '#content')))) as average_article_length
from
pages
where
url_domain = 'wikipedia.org'
and
url like '%/wiki/%'avg() میانگین دادههای ورودیاش را برمیگرداند که در اینجا، تعداد کلمات تمامی مقالات ویکیپدیاست.select
url,
remove_left(css_text_first(content, 'h1#firstHeading'), 'Talk:') as title,
cardinality(words(css_text_first(content, '#content'))) as discussion_length
from
pages
where
url_domain = 'wikipedia.org'
and
url like '%/wiki/Talk:%'
order by discussion_length descselect
url,
css_text_first(content, 'h1#firstHeading') as title
from
pages
where
url_domain = 'wikipedia.org'
and
url like '%/wiki/%'
and
contains_any(content, array['href="https://www.zoomit.ir', 'href="http://www.zoomit.ir', 'href="https://zoomit.ir', 'href="http://zoomit.ir'])دیدگاه شما چیست؟ تجربهی استفاده از این ابزار را داشتهاید؟ ابزارهای دیگری برای تحلیل و استخراج دادهها از ویکیپدیا میشناسید؟ نظرات خود را با ما و کاربران زومیت بهاشتراک بگذارید.
گوگل قرار است از ابتدای آوریل پیشرو، حذف دادههای مربوطبه شبکهی اجتماعی مهجورماندهی خود یعنی گوگل پلاس (+Google) را آغاز کند. از همین رو، سایتهای Internet Archive وArchiveTeam اعلام کردهاند که در تلاش هستند تا مطالبی را که کاربران این پلتفرم بهصورت عمومی منتشر کردهاند، در سایت Archive.org ذخیره و حفظ کنند.
این دو سایت در بیانیهای که در Reddit منتشر شد، اعلام کردند که اقدامات خود را برای بایگانی کردن پستهای منتشرشده در این شبکهی اجتماعی آغاز کردهاند و میخواهند با پشتیبانگیری از آنها با استفاده از اسکریپتهاشان، اطلاعات ذخیرهشده در گوگل پلاس را برای سالهای آتی حفظ کنند. آنها میگویند تنها مطالبی را ذخیره میکنند که بهصورت عمومی منتشر شده بودند و امکان پشتیبانگیری از پستهای خصوصی یا مطالب حذفشده وجود ندارد؛ همچنین، این دو سایت از افرادی که تمایلی به بایگانی مطالبشان ندارند، میخواهند تا حسابهای کاربری خود را غیرفعال کنند.

کارشناسان این سایتها ضمن اشاره به محدودیتها و مشکلاتی که باید طی این روند بر آنها فائق آیند، خاطرنشان میکنند که امکان ذخیرهسازی کامل همهی محتواهای این شبکهی اجتماعی وجود ندارد. در گوگل پلاس، تنها امکان نوشتن ۵۰۰ نظر برای هر پست فراهم بود و بخشی از آنها نیز بهشکل مجموعهای از کدهای استاتیک HTML نشان داده میشد. معلوم نیست که بتوان مجموعه پیامهای طولانی و دنبالهداری که در پاسخ به یکدیگر نوشته شدند را در این بایگانی حفظ کرد. تصاویر و ویدیوها هم با همان کیفیت اصلی ذخیره نمیشوند.
اکتبر گذشته و پس از بروز مسائل مهم امنیتی برای گوگل پلاس که دادههای کاربران در معرض دید دیگران قرار میداد، گوگل اعلام کرد که سرویس اجتماعی خود را تعطیل خواهد کرد. در همان زمان، گوگل به این نکته اشاره کرد که میزان تعامل در این سرویس بسیار پایین است و بیشتر بازدیدهای کاربران از آن تنها ۵ ثانیه طول میکشد. پس از افشای دومین نقض امنیتی، گوگل یک جدول زمانی برای تعطیلی این سرویس تعیین کرد و در ابتدای همین سال اعلام کرد که میخواهد از دوم آوریل، عملیات حذف دادههای کاربران را آغاز کند. از فوریه، قابلیت ایجاد حسابهای کاربری و اجتماعات جدید در این شبکه مسدود شده است.
گوگلپلاس (+Google) بهعنوان سرویسی نوآور در سال ۲۰۱۱ با وعدههایی هیجانانگیز برای رقابت با غولهایی نظیر فیسبوک و توییتر معرفی شد. درواقع، این سرویس چهارمین تلاش گوگل برای موفقیت در حوزهی شبکههای اجتماعی بود.
با وجود همهی وعدههای گوگل، سرویس گوگلپلاس نتوانست توجه شمار زیادی از مردم، بهویژه کاربران توییتر و فیسبوک را بهخود جلب کند؛ حتی اقدامات بعدی گوگل، مانند تلاش برای محبوبیت این سرویس ازطریق یوتیوب، نیز نتوانستند به بقای آن کمک کنند.
تا پایان سال ۲۰۱۱، تحلیلگران متعددی معتقدند بودند گوگلپلاس آیندهی درخشانی در پیش ندارد. بااینحال، گوگل همچنان به این سرویس متعهد ماند تا اینکه نهایتا در سال ۲۰۱۸ و در پی فاششدن اطلاعات کاربران، تصمیم گرفت بهزندگی گوگلپلاس برای همیشه پایان دهد.

گوگلپلاس در ژوئن۲۰۱۱ معرفی شد و آغازبهکار کرد. در ابتدا، عضوشدن در این سرویس فقط ازطریق دعوتنامه امکانپذیر بود تا اینکه نهایتا در اواخر ۲۰۱۱، بهصورت عمومی برای همه دردسترس قرار گرفت. گوگلپلاس اکثر ویژگیهای شبکههای اجتماعی معمولی را داشت و به کاربرانش امکان میداد بهسادگی تصاویرشان را در قالب پست منتشر کنند و کارهای مختلفی انجام دهند.
با همهی اینها، گوگل معتقد بود سرویس پلاس چیزی فراتر از شبکهی اجتماعی ساده است. این شرکت سرویس مذکور را بهعنوان «قشر اجتماعی» معرفی میکرد؛ سرویسی که طراحی شده بود تا با تمامی سرویسهای دیگر گوگل سازگار باشد و با آنها کار کند.
ویژگیهای مهم گوگلپلاس امکان دستهبندی دوستان در فهرستهایی با نام Circle و نیز امکان برقراری تماسهای ویدئویی گروهی ازطریق Hangouts را شامل میشد. تنها چند هفته پس از آغازبهکار رسمی این سرویس، گوگل اعلام کرد میلیونها نفر در آن عضو شدهاند؛ اما بعدها مشخص شد این آمار حقیقت ندارد و عدهی بهنسبت کمی از مردم درحالاستفاده از گوگلپلاس بودند.
پاول تَسی، نویسندهی فوربز، در هفتههای ابتدایی تولد گوگلپلاس، مقالهی مفصلی دربارهی آن نوشت. او در بخشی از مقالهاش به اتفاق عجیبی اشاره میکند:
امروز فید خبری گوگلپلاس را بازکردم و با اتفاق عجیبی روبهرو شدم: هیچچیزی آنجا نبود، صفحهی سفید خالی. از دیدگاه من، گوگلپلاس سرویسی بزرگ، اما توخالی است. گوگلپلاس مملو از آدمهایی است که در آن ثبتنام کردهاند؛ اما هرگز بهخود زحمت ندادهاند بخشهای مختلف را بررسی کنند تا ببیند این سرویس چگونه کار میکند.

مت ناوارا، مشاور فعال در حوزهی شبکههای اجتماعی، حرفهای جالبی دربارهی سرویس گوگل میزند:
گوگلپلاس از همان روز اول برای شکستخوردن متولد شده بود. از مشکلات مربوطبه رابط کاربری گرفته تا دیر واردشدن به حوزهی شبکههای اجتماعی درمقایسهبا رقبایی نظیر فیسبوک، از تجربهی کاربری شلخته گرفته تا انتشار شایعاتی دربارهی بُروز اختلاف در تیم مدیریت گوگل درزمینهی این سرویس، همهوهمه اتفاقات ناگواری بودند که آن را به نابودی کشاندند.
گوگلپلاس در ابتدا، قوانین سختگیرانهای برای اسم کاربرانش داشت و کاربران حتما باید از اسم واقعی استفاده میکردند؛ درغیراینصورت، حساب کاربری آنها مسدود میشد. گوگل حتی گاهی اوقات استفاده از برخی سرویسهایش نظیر جیمیل را نیز برای این کاربران ناممکن میکرد. نکتهی عجیب این بود که گوگل سراغ حسابهای منتسب به کسبوکارها و برندها میرفت و آنها را حذف میکرد.
البته، این شرکت بعدها اعتراف کرد این کار اشتباه بوده و کسبوکارها نیز میتوانند در گوگلپلاس پروفایل بسازند. بااینحال، کسانی که صرفا ثبتنام کرده بودند تا با سرویس کار کنند و برای ماندن یا نماندن در آن تصمیم بگیرند، اغلب از چیزهایی که میدیدند، شدیدا متعجب میشدند. درواقع، برخی ویژگیهای گوگلپلاس کاربران را سردرگم میکرد.
درحالیکه مردم قبلا در شبکههای اجتماعی نظیر فیسبوک با مفهومی همچون «لایک» و در توییتر با مفهوم «توییتهای محبوب» مواجه شده بودند، در گوگلپلاس به گزینهای بهنام «پلاس وان» (Plus One) برمیخوردند. درواقع، داستان از این قرار بود که «اگر از پستی خوشتان میآمد، باید آن را پلاس وان میکردید».

گوگل پس از اینکه فهمید استقبال از گوگلپلاس آنطور که بایدوشاید زیاد نیست، در اقدامی تأملبرانگیز و مهم، تصمیم گرفت این سرویس را با سرویسهایی نظیر جیمیل «ادغام» یا شاید بهتر باشد بگوییم «یکپارچه» کند. بعدها در سال ۲۰۱۳، اتفاق مشابهی برای یوتیوب رخ داد و گوگل برای محبوبیت گوگلپلاس دستبهدامان سرویس اشتراک ویدئو محبوبش شد.
بهدنبال این اتفاق، هر کاربری که میخواست در زیر ویدئوهای یوتیوب نظر بگذارد؛ مجبور بود الزاما از حساب کاربری گوگلپلاس استفاده کند. این، یعنی عملا کاربران به ساخت حساب گوگلپلاس مجبور میشدند. این اقدام گوگل با واکنش منفی تولیدکنندگان محتوای ویدئویی مواجه شد؛ چراکه آنان متوجه شدند تعداد دیدگاههای پای ویدئوهایشان بهطرز محسوسی کاهش پیدا کرده است.
آنان مدعی بودند گوگل از موفقیت آنها برای محبوبترکردن گوگلپلاس سوءاستفاده میکند. اِما بلکری یوتیوبری بود که آهنگ جالبی دراینزمینه نوشت که ویدئو مربوطبه آن شدیدا فراگیر شد.
البته، ماجرا بههمینجا خلاصه نمیشد. کسانی که میخواستند در گوگل پلیاستور برای اپلیکیشنها بررسی بنویسند، به استفاده از حساب کاربری گوگلپلاس ملزم بودند. تمامی این اقدامات دستبهدست هم داد و باعث شد جامعهی گوگلپلاس پرشمار و فعال شود.
یکی از دلایل مهم فعالشدن جامعهی کاربری این بود که دیدگاههای پای ویدئوهای یوتیوب و ویدئوهای پسندیدهشده و نیز بررسیهای نوشتهشده در پلیاستور، بهطور خودکار در گوگلپلاس هم منتشر میشدند. گوگل در اطلاعیهای اعلام کرد شمار کاربران این سرویس مرز ۵۰۰ میلیون نفر را رد کرده است؛ اما سؤالی که خیلیها از خود پرسیدند، این بود: «از این تعداد چند نفر واقعا در این سرویس بهطور منظم فعال هستند و با آن تعامل میکنند؟»
روری سلانجونز، خبرنگار بیبیسی، در سال ۲۰۱۱ دربارهی گوگلپلاس نوشته است:
به پروفایل افرادی سر زدم که برای عضویت در گوگلپلاس دعوتشان کرده بودم و متوجه اتفاق جالبی شدم. میزان حضور آنها در دنیای درخشان جدید گوگل خیلی کم بود؛ تاحدیکه بعضی از آنها اصلا در این سرویس حضور نداشتند. سؤال مهم اینجا است: ۷۵۰ میلیون نفری که در فیسبوک ثبتنام کردهاند یا ۱۰۰ میلیون نفری که بهگفتهی توییتر در این سرویس حضور دارند، به استفاده از سرویس دیگری نیاز پیدا میکنند؟

در آوریل۲۰۱۴ و بهدنبال جدایی مؤسس گوگلپلاس از گوگل، بُروز تغییراتی جدی در این سرویس را شاهد بودیم؛ تغییراتی که با سرعت سریعی رخ دادند. برای مثال، ویژگیهای موفقی همچون Hangouts و Photos بهصورت رسمی از گوگلپلاس جدا شدند و بهعنوان سرویسهایی مستقل شروعبهکار کردند.
گوگل کمکم از اقدامات پیشین خود برای افزایش محبوبیت گوگلپلاس ازطریق یوتیوب و گوگلپلیدست کشید و تصمیم گرفت این سرویسها را بهمرور زمان ازهم جدا کند. در سال ۲۰۱۵، طراحی گوگلپلاس دستخوش تغییر شد تا اینبار بیشتر روی جامعهی کاربران متمرکز باشد؛ اما حتی این کار هم باعث نشد سیل مردم بهسمت این سرویس سرازیر شود. درنهایت، رسوایی بزرگ درزمینهی فاششدن اطلاعات کاربران بود که گوگلپلاس را بهتعطیلی کشاند.
در سال ۲۰۱۸، گوگل اعتراف کرد باگهای موجود در گوگلپلاس باعث شدهاند اطلاعات شخصی حداکثر ۵۲ میلیون نفر برای توسعهدهندگان شخص ثالث دردسترس باشد. دقیقا همینجا بود که گوگل «با خوشحالی» از حقایق اصلی دربارهی تعداد کاربران پرده برداشت. در اطلاعیهی گوگل آمده است:
هماکنون کاربران کمی از گوگلپلاس استفاده میکنند و با آن تعامل دارند؛ ۹۰ درصد از دورههای زمانی صرفشدهی کاربران در گوگلپلاس، به کمتر ۵ ثانیه میرسد.
جالب است بدانید گوگل دو وبسایت با نامهای Google Graveyard و Google Cemetery دارد که در آنها، توضیحاتی دربارهی سرویسهای شکستخوردهاش میدهد. نام گوگلپلاس اکنون در این وبسایتها بهعنوان پروژهای شکستخورده بهچشم میخورد.
استفادهی گسترده از پروتکل امنیتی HTTPS موجب شده قفلهای سبزرنگ را در بسیاری از وبسایتها در سرتاسر جهان شاهد باشیم. بسیاری از وبسایتهای پربازدیدی که روزانه به آنها سر میزنید، مانند زومیت، از پروتکلی بهنام پروتکل امنیتی لایهی انتقال (Transport Layer Security) یا بهاختصار TLS بهره میبرند. این پروتکل دادههای مبادلهشده میان مرورگر و سِرور را رمزنگاری میکند تا از دید افراد دیگر مخفی بماند؛ اما جدیدترین یافتههای محققان دانشگاه کافوسکاری ونیز در ایتالیا و دانشگاه تکنیکال وین در اتریش نشان داده که تعداد درخورتوجهی از وبسایتهای رمزنگاریشده همچنان درمعرض خطر هستند.
در تحلیل ۱۰,۰۰۰ وبسایت اول بهرهمند از این پروتکل براساس شرکت تحلیل الکسا که به آمازونتعلق دارد، ۵۵۰ وبسایت (۵.۵ درصد) آسیبپذیریهای جدی مربوطبه TLS داشتند. این مشکلات ناشی از نحوهی اجرای TLS و باگهای شناختهشدهی این پروتکل و نسل قبل آن (Secure Socket Layer (SSL است. باوجوداین، بدترین قسمت ماجرا آن است که در این وبسایتها همچنان قفل سبزرنگ نمایان میشود.
ریکاردو فوکاردی، محقق امنیت شبکه و رمزنگاری در دانشگاه کافوسکاری ونیز میگوید:
ما چیزهایی یافتهایم که مرورگر نیز شناسایی نمیکند. ما بهدنبال مشکلاتی از TLS هستیم که تاکنون به آنها اشارهای نشده است.
این محققان تکنیکی برای تحلیل TLS توسعه دادهاند که میتواند با بررسی وبسایتها مشکلات TLS آنها را گزارش دهد. محققان نفوذپذیریهای کشفشده را در سه دسته طبقهبندی کردند. نتایج کامل تحقیقات این محققان در بخش امنیت و حریم شخصی سمپوزیم IEEE ارائه خواهد شد که ماه بعد در سانفرانسیسکو برگزار میشود.

همانطورکه گفته شد، محققان آسیبپذیریها را به سه دسته تقسیم کردند. دستهی اول نقیصههایی هستند که خطرهایی بههمراه دارند؛ اما بهتنهایی مهاجمان نمیتوانند از آن استفاده کنند. اطلاعات بهدستآمده ازطریق این آسیبپذیریها بسیار اندک است و مهاجم باید جستار (Query) را چندینبار اجرا کند تا قطعات بهدستآمده را کنارهم بگذارد و به اطلاعات دست یابد. برای مثال، این نفوذپذیریها ممکن است به مهاجم امکان دسترسی به کوکی را بدهد؛ اما دسترسی به کوکی بهتنهایی برای بهدستآوردن اطلاعات مهم، مانند رمز عبور، چندان کارا نیست.
مشکلات در دو دستهی دیگر بسیار جدیتر هستند. دستهی دوم میتواند به دسترسی مهاجم به تمام اطلاعات و رمزگشایی تمام ترافیک میان مرورگر و سِرور منجر شود. بدتر از همه، وضعیت دستهی سوم است که به مهاجم نهتنها اجازهی رمزگشایی تمام ترافیک، بلکه اجازهی تغییر آن را نیز میدهد. نکتهی طعنهآمیز اینجا است که پروتکل HTTPS از ابتدا برای مقابله با این نوع حملات طراحی شده که به «حملات مرد میانی» (Man-in-the-Middle) موسوماند.
این آسیبپذیریها در عمل شاید چندان هم بحرانی نباشند؛ زیرا بسیاری از آنها زحمت و زمان بیشتری درمقایسهبا سایر روشها و نفوذپذیریها میطلبند؛ اما مشکلات امنیتی TLS همچنان موضوع مهمی است. امروزه، امنیت و حریم شخصی در فضای مجازی اهمیتی دوچندان پیدا کرده و باید از امنیت کامل پروتکلهای پرکاربرد و پایهای مطمئن شد.
محققان میگویند یکی از فرضیات آنان دراینزمینه آن است که مشکلات ریزامنیتی TLS در صفحهی وب میتواند بسیاری از صفحات دیگر را نیز تهدید کند. برای مثال، فرض کنید صفحهی اصلی Example.com بدون مشکل و TLS داشته باشد؛ اما mail.example.com آسیبپذیریهای TLS داشته باشد. باتوجهبه ارتباط این دو، تمامی ارتباطات مطمئن این دو هم تضعیف میشود؛ بدینترتیب، آسیبپذیری کوچکی بهواسطهی لینکها و ارتباطها تقویت میشود.
در فضای امروزی وب، بسیاری از وبسایتها به یکدیگر وابسته هستند و ارتباطات میان وبسایتها و وبسرویسها بسیار زیاد است. برای درک این موضوع کافی است بدانید در آن جمعیت ۵.۵ درصدی از ۱۰,۰۰۰ وبسایت برتر که آسیبپذیر تشخیص داده شدند، ۲۹۲ وبسایت تحتتأثیر مستقیم باگ TLS و ۵,۲۸۲ درمعرض آسیبپذیری ناشی از سایر وبسایتها قرار داشتند. از این تعداد، بیش از ۴,۸۰۰ وبسایت در دستهی سوم (خطرناکترین) و ۷۳۳ وبسایت در دستهی دوم و ۹۱۲ وبسای در دستهی اول (کمترین خطر) قرار میگیرند.
این موضوع بدینمعنا است که وبسایت شما بهاندازهی ضعیفترین لینک آن امنیت دارد. محققان فوسکاری مشغول ساخت ابزاری مبتنی بر تحقیقاتشان هستند که توانایی تشخیص آسیبپذیریهای TLS را دارد.

باتوجهبه گستردگی استفادهی TLS و SSL در سرتاسر وب و تبدیلشدن آن به استانداردی امنیتی، هرگونه آسیبپذیری آن باید جدی تلقی شود. علاوهبرآن، بسیاری از گواهینامههای TLS و SSL بههمراه بیمهی ضدهک فروخته میشوند؛ بیمهای که از چنددههزار یورو آغاز میشود و به یک میلیون یورو هم میرسد. این آسیبپذیریها بهدلیل پروندههای حقوقی احتمالی و ادعاهای دریافت بیمه میتواند زنگِخطری برای صادرکنندگان (Issuer) این گواهینامهها تلقی شود.