قالب های فارسی وردپرس 4

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 4

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

چه کسی راهنمای نسل بعدی کارآفرینان است؟

همراه‌با پیشرفت صنایع، دانش پایه و آموزش کاربردی که به گروه بعدی متخصصان جوان منتقل می‌شود نیز پیشرفت می‌کند. برای مثال، می‌توان در زمینه‌های پزشکی، رایانه یا مهندسی این تکامل را مشاهده کرد که چگونه تکنولوژی زندگی ما را بهبود داده و تحت تاثیر قرار می‌دهد. اما وقتی در مورد مفهومی مانند کارآفرینی صحبت می‌کنیم، واقعاً چه کسی نسل بعدی کارآفرینان را رهبری و هدایت می‌کند؟ آیا نهادهای آموزشی همگام با واقعیت‌های به‌سرعت در حال تغییر مدیریت یککسب‌وکار در دنیای امروز حرکت کرده‌اند؟

مقاله‌ی پیش رو را از زبان برنت پیندویچ کارگردان، کارآفرین و نویسنده‌ی مجله‌ی فوربس بخوانید:

پسر بزرگم امسال دبیرستان را تمام می‌کند و مانند بسیاری از والدین در آمریکا، خانواده‌ی ما هم با حساسیت فراوان بر آماده‌سازی وی برای کالج متمرکز شده‌اند. اما با نزدیک‌تر شدن به روز موعود و به واقعیت درآمدن انتظارات او (و سرمایه‌گذاری من)، به این می‌اندیشم که باید از این سیستم بیشتر انتقاد کنم. پسرم از دوران ابتدایی به کسب‌وکار خودش به‌طور تفریحی مشغول بوده‌ و من می‌توانم رشد عطش کارآفرینی را در درونش ببینم. بله، یک مدرسه‌ی کسب‌وکار با رشته‌ی ارتباطات، مدیریت یا اقتصاد می‌تواند پایه و اساسی عالی برای او باشد اما اگر کارآفرین شدن مسیر نهایی او باشد، آیا گذراندن چهار سال یا بیشتر در این نظام سنتی بهترین راه برای آماده‌سازی او برای جهان پیش‌رو است؟

کارآفرین

درست است که موج خوشایندی در ستایش و جذاب جلوه دادن کارآفرین در فرهنگ ما وجود داشته است. به‌سختی می‌توان یک ستاره‌ی ورزشی یا سلبریتی را پیدا کرد که در حال مدیریت کسب‌وکاری نبوده یا برندی را ایجاد نکرده باشد. تنها با دیدن فید فیسبوک‌تان احتمالاً فرصت‌های «شغل جانبی» بسیاری را مشاهده خواهید کرد. اما در واقعیت، آمار، داستان بسیار متفاوتی را می‌گوید. مطالعات متعدد نشان می‌دهد که کارآفرینی در یک رکود تاریخی به‌سر می‌برد. نرخ راه‌اندازی کسب‌وکار توسط افراد به پایین‌ترین حد خود در ۴۰ سال اخیر رسیده است. چگونه چنین چیزی ممکن است؟

به‌طور سنتی، کارآفرین بودن یک مسیر شغلی سخت، حق‌نشناس، متواضع، تنها و پرمخاطره (من می‌توانم همین طور ادامه دهم) است. این کار نیازمند دیدگاه انضباطی بلندمدت و تعهد فوق‌العاده به فداکاری است. از خودتان بپرسید؛ آیا ویژگی‌های شخصیتی نسل امروز شباهتی به این موارد دارد؟

ما باید با این حقیقت مواجه شویم که نسل بعدی زمانی‌که پای آزادی فردی، تعادل کار و زندگی و تحمل ریسک/پاداش در میان باشد، از مجموعه‌ی متفاوتی از ارزش‌ها برخوردار است. آن‌ها اول از همه به‌دنبال جنبه‌های مثبت مالکیت کسب‌وکار خودشان مانند کیفیت زندگی و مسیری روشن‌تر هستند.

به‌جای اینکه در مورد سقوط این نگرش نسل جدید ابراز تاسف کنم، تصمیم گرفتم بیشتر خودم را درگیر این موضوع کنم. وقتی با دبیرستان‌ها در مورد کسب‌وکار و کارآفرینی صحبت می‌کنم، می‌توانم نیاز و عطش را در این کلاس‌ها برای دانش عملی و آموزش مستقیم حس کنم. بنابراین می‌خواستم ببینم که آیا کسی با این نسل درباره کارآفرین بودن به زبان خودشان صحبت می‌کند یا نه.

من یک خانم جوان برجسته به‌نام امی تولفسراد را ملاقات کردم. او یک کارآفرین خودساخته است که خیلی زود بعد از کالج متوجه شد مدرک ارتباطاتش او را به جایی که دوست دارد هدایت نمی‌کند. بنابراین تصمیم گرفت که خودش آن را بسازد، ازطریق تبدیل شدن به یک متخصص تغذیه و کمک به مشتریان به‌صورت آنلاین. او به‌سرعت دریافت که هر عنصر عملی لازم برای موفقیت را خودش دارد ازطریق آزمون و خطا کشف می‌کند. وقتی کسب‌وکارش رشد کرد، موفقیتش به او این امکان را داد که دنیا را سفر کند و از راه دور کار کند. امی، مانند بسیاری از افراد نسل خود، علاقه‌ای به پشت‌میزنشینی ندارد.

درنهایت، او شروع به آموزش به سایر متخصصان تغذیه درباره‌ی نحوه‌ی راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین خودشان کرد. او به‌قدری سؤال دریافت می‌کرد که شروع به کمک به دیگر کارآفرینان جوان در مورد همه‌ی مقوله‌های کسب‌وکار کرد. اکنون او به دیگران یاد می‌دهد که چطور دوره‌های آنلاین خود را بسازند و برندهای تجاری خود را بازاریابی کنند و در حالی‌که شما هیچ مدرک یا گواهینامه‌ای برای گذراندن دوره‌های امی یا دیگر دوره‌های مانند او دریافت نمی‌کنید، آموزش مستقیم دنیای واقعی از منبع اصلی آن بسیار جذاب است.

andrew king bach

من همچنین با اندرو کینگ باخ که یک اینفلوئنسر رسانه اجتماعی بسیار معروف و کارآفرین بود، وقت گذراندم و مصاحبه کردم. او به یاد می‌آورد که یکی از استادان دانشگاه خطاب به کلاس گفته بود: «شغلی که شما ۱۰ سال دیگر خواهید داشت، امروزه وجود ندارد.» پنج سال بعد، واضح است که حق با او بود. تغییرات محیط را در پنج سال آینده تصور کنید.

هنگامی که کینگ باخ در مورد ساختار کسب‌وکار خود یا استفاده‌ی سیستماتیک از رسانه‌های اجتماعی صحبت می‌کند، بیشتر شبیه به یک استاد علم اقتصاد به نظر می‌رسد تا یک اینفلوئنسراینستاگرام که فیلم‌های خنده‌دار می‌سازد. متاسفانه، باخ در هیچ کالج یا دانشگاهی استاد نیست. اندوخته‌ی دانش و تجربه او دقیقا نوعی تخصص لازم برای کمک به پیشرفت مطالعه‌ی کارآفرینی است.

چشم‌انداز مالی استارتاپ‌های آفریقا در سال ۲۰۱۸

در سال ۲۰۱۸، میزان جذب سرمایه‌ی استارتاپ‌های آفریقایی چهاربرابر و تعداد قراردادهای سرمایه‌گذاری دوبرابر شد. همان‌طورکه گزارش‌ها نشان می‌دهند، تعداد فزاینده‌ای از استارتاپ‌های این قاره مشغول جذب سرمایه‌های بیش از ۵ میلیون دلار هستند. به‌گزارش خبرگزاری کارآفرینی WeeTracker، در سال ۲۰۱۸ استارتاپ‌های آفریقا درمجموع در ۴۵۸ قرارداد، حدود ۷۲۵.۶ میلیون دلار سرمایه‌ی خطرپذیر دریافت کرده‌اند.   

نکته‌ی مهم این است که بیشترین ابعاد دوره‌های فاندینگ را در ۱۰ قرارداد برتر جذب سرمایه مشاهده می‌کنیم که درمجموع، ارزششان به ۴۵۷ میلیون دلار، یعنی معادل ۶۷ درصد کل بودجه‌ی کل یادشده می‌رسد. این نتایج نشان‌دهنده‌ی افزایش اعتماد سرمایه‌گذاران به کسب‌وکارهای استارتاپی هاب‌های اصلی این قاره است. اهمیت این روند را زمانی بهتر متوجه می‌شویم که بدانیم در گذشته‌ی نه‌چندان دور، اغلب سرمایه‌گذاری‌های وی‌سی روی استارتاپ‌های در‌حال‌رشد از مرحله‌ی A فراتر نمی‌رفت. باوجوداین در سال گذشته، ۳۰ استارتاپ موفق شدند سرمایه‌هایی بیش از ۵ میلیون دلار دریافت کنند که ارزش نهایی بودجه‌ی آن‌ها طی ۳۲ قرارداد، به ۶۲۶.۹ میلیون دلار می‌رسید. در نمودار زیر، به‌راحتی روند سرمایه‌ی دریافتی استارتاپ‌های آفریقا را مشاهده می‌کنید.

African start-up funding

یله بیدموسی، یکی از شرکای شرکت Microtraction، روی استارتاپ‌های مراحل اولیه‌ی رشد سرمایه‌گذاری می‌کند و بیشترین تعداد سرمایه‌گذاری را در سال ۲۰۱۸ به‌نام خود ثبت کرده است. به‌گفته‌ی او، رابطه‌ی مستقیمی بین دوره‌های جذب مالی بزرگ‌تر و تعداد منابع برخوردار از بودجه‌ی بیشتر وجود دارد که می‌توانند سرمایه‌گذاری‌های بزرگ‌تری داشته باشند. درعین‌حال، او تأکید می‌کند تعداد روزافزون شرکت‌هایی که به سطح بلوغ رسیده‌اند، این دوره‌های فاندینگ بزرگ‌تر را توجیه می‌کند.

به استدلال بیدموسی، عرضه و تقاضا سطح تعادلی سرمایه‌گذاری را مانند هر بازار دیگری تعیین می‌کنند. داده‌ها نیز نظریه‌ی او را تأیید می‌کنند. گزارش WeeTracker نشان می‌دهد سال گذشته، ۲۵ صندوق سرمایه‌گذاری متمرکز آفریقایی (ترکیبی از سرمایه‌گذاران مؤسسه‌ای، سرمایه‌ی خطرپذیر، کمک‌هزینه‌ها و جوایز) درمجموع، سرمایه‌ای بیش از یک میلیارد دلار فراهم آورده‌اند.

یادآوری می‌کنیم گزارش WeeTracker اولین گزارش مالی آفریقا در سال ۲۰۱۸ است که منتشر می‌شود. این احتمال وجود دارد که پس از انتشار گزارش‌های بعدی مؤسسات تحقیقاتی دیگر و باتوجه‌به روش‌های مختلف محاسباتی‌برآوردی، حجم مجموع سرمایه نیز تغییر کند. تحلیل WeeTracker شرکت‌هایی را شامل می‌شود که صرف‌نظر از مکان دفتر مرکزی آن‌ها، سرمایه‌ای برای توسعه یا استقرار کسب‌وکار خود در قاره‌ی آفریقا دریافت کرده‌اند.

به‌احتمال‌ زیاد برخی از موضوعات گزارش‌های آینده مشابه گزارش فعلی خواهند بود. به‌عنوان‌ مثال، نیجریه و آفریقای‌جنوبی و کنیا، پیشرفته‌ترین و ارزشمندترین اکوسیستم‌های فناوری آفریقا، همچنان پیشروترین مقاصد سرمایه‌گذاری باقی می‌مانند؛ درحالی‌که شرکت‌های به‌سرعت در‌حال‌رشد فین‌تک نیز گزینه‌های درخورتأمل و مهمی در سراسر قاره‌ی آفریقا هستند.

استارتاپ‌های فین‌تک بیشترین میزان جذب سرمایه را در سال ۲۰۱۸ به‌نام خود ثبت کرده‌اند. آن‌ها درمجموع، ۹۳ قرارداد و ۴۰ درصد از کل سرمایه‌ی جذب‌شده و ۵ سرمایه‌گذاری از ۱۰ سرمایه‌گذاری برتر سال را ازآنِ خود کرده‌اند. در نمودار زیر، میزان تأمین مالی صنایع مختلف آفریقا را در سال گذشته مشاهده می‌کنید.

African start-up funding

معرفی استارتاپ Health IQ و ایده‌ی جالب آن برای افزایش سلامتی

مانجال شاه، کارآفرین سریالی است که استارتاپ‌های موفقی در کارنامه‌ی کاری‌اش ثبت کرده است. او استارتاپ پیشین خود را با مبلغ درخورتوجهی به گوگل فروخت؛ اما فردای همان روز و بعد از شرکت در مسابقه‌ی دوِ ۱۰ کیلومتر، دردی در قفسه‌ی سینه احساس کرد و بعد از انتقال به اورژانس، در بیمارستان بستری شد. با اینکه این عارضه حمله‌ی قلبی نبود، زنگِ‌خطری بود که مانجال بیشتر به سلامتی‌اش اهمیت دهد و همچنین، ایده‌ی استارتاپ بعدی خود را پیدا کند.

پدر او نیز در ۴۰ سالگی مشکل مشابهی تجربه کرده بود و مانجال نیز هنگام تجربه‌ی درد قفسه‌ی سینه ۳۷ سال داشت. او با کم‌کردن وزن سعی کرد زندگی سالم‌تری داشته باشد و با ایده‌ی استارتاپی جدیدش، سایر مردم را نیز به این کار تشویق کند تا دنیا به مکان بهتری تبدیل شود.

munjal shah

ایده‌ی استارتاپ Health IQ

هدف استارتاپ Health IQ این است که هزینه‌ی بیمه را برای افرادی کاهش دهد که به سلامتی خود اهمیت می‌دهند. تا‌به‌حال، کسب‌وکارهای زیادی تلاش کرده‌اند مردم را به روش‌های مختلفی به حفظ سلامتی تشویق کنند و همه‌ی آن‌ها مردم را به‌نوعی به این کار مجبور می‌کنند. بااین‌حال، Health IQ روش جدید و تشویقی برای این کار در نظر گرفته است.

آن‌ها به افرادی که به سلامتی‌شان اهمیت می‌دهند، تخفیف می‌دهند و آن‌ها را با هزینه‌ی ارزان‌تری بیمه می‌کنند. درواقع، آن‌ها با آزمون‌هایی که طراحی کرده‌اند، خطر ابتلا به بیماری و مرگ مشتریان را اندازه‌گیری می‌کنند. سپس، این اطلاعات را به شرکت‌های بیمه ارائه می‌دهند و آن‌ها نیز با اعتماد به داده‌های استارتاپ Health IQ خدماتشان را به کسانی با تخفیف بیشتری ارائه می‌دهند که خطر کمتری دارند؛ درست همان‌طورکه رانندگان محتاط و کسانی که تابه‌حال تصادف نکرده‌اند، در دوره‌های بعدی بیمه‌ی خودرو تخفیف می‌گیرند. استارتاپ Health IQ در ابتدا تنها خدمات بیمه‌ی عمر ارائه می‌داد؛ اما درحال‌حاضر، سایر بیمه‌ها مانند بیمه‌ی ناتوانی را نیز به خدماتش اضافه کرده است.

شرکت داده‌های حجیم که خدمات بیمه ارائه می‌دهد

Health IQ برای افرادی که زندگی سالمی دارند، نرخ بیمه‌ی ارزان‌تری دارد. البته، هدف مانجال این نبود که شرکت تخصصی بیمه داشته باشد؛ بلکه قصد داشت آگاهی مردم درباره‌ی سلامتی را افزایش دهد.

افرادی که بیشتر به سلامتی خود اهمیت می‌دهند و موادغذایی مناسب استفاده می‌کنند، کمتر از دیگران مریض می‌شوند و به خدمات درمانی احتیاج پیدا می‌کنند. مانجال قصد داشت کسب‌وکارش را بر‌این‌اساس اجرا کند؛ اما متوجه شد هیچ راهی برای اندازه‌گیری این موضوع وجود ندارد و هنوز شاخصی برای سنجیدن خطر بیماری و مرگ افراد اختراع نشده است.

بنابراین، او و سایر اعضای تیم ۳۰،۰۰۰ سؤال برای سنجش آگاهی از سلامتی طرح کردند و بعد از بازبینی، تعداد آن‌ها را به ۳،۰۰۰ سؤال کاهش دادند؛ بدین‌ترتیب، نخستین آزمون آی‌کیوی سلامتی ساخته شد. سپس، تبلیغات گسترده‌ای انجام شد و میلیون‌ها کاربر به این آزمون پاسخ دادند.

نتایج آزمون شگفت‌انگیز بود. آن‌ها زندگی افراد شرکت‌کننده در آزمون را زیرنظر گرفتند و متوجه شدند در طول سه سال، میزان مرگ‌ومیر در کسانی که در این آزمون نمره‌ی خوبی گرفته بودند، ۴۱ درصد کمتر از کسانی بود که نمره‌ی خوبی نگرفته بودند.

healthiq

بدین‌ترتیب، Health IQ اولین دیتاسِت و فریم‌ورک ریاضی را ساخت که هزینه‌ی بیمه‌ی عمر را برای افرادی کاهش می‌دهد که به سلامتی خود بیشتر اهمیت می‌دهند. مانجال می‌گوید:

دیتاسِتی که ساخته‌ایم یکی از جدول‌های بزرگ و جدید مرگ‌ومیر است که در صد سال اخیر، بعد از پیدایش بیمه، به‌ویژه بیمه‌ی عمر ساخته شده است. البته، قصد ساختن چنین دیتاسِتی نداشتیم و این اتفاق تصادفی بود.

برخی مردم بابت این موضوع اعتراض کردند و معتقدند انجام دادن یا ندادن برخی کارها یا حتی بخت‌واقبال در طول عمر مردم تأثیرگذار است و این، دلیل قانع‌کننده‌ای برای تخفیف‌دادن نیست. باوجوداین، مانجال معتقد است هدف استارتاپ‌ها آن‌ها افزایش آگاهی مردم درباره‌ی سلامتی است. او می‌گوید:

برایمان اهمیتی ندارد که افراد گیاه‌خوار کمتر از دیگران می‌میرند؛ بلکه این مهم است که اگر سبک زندگی شخصی خطر مردن او را کاهش می‌دهد، باید برای بیمه‌ی عمر هزینه‌ی کمتری درمقایسه‌با دیگران بپردازد. مهم نیست این افراد روزانه ورزش می‌کنند یا خانه‌شان را با مواد غیرسمی تمیز می‌کنند یا گیاه‌خوار هستند. بررسی دلیل اصلی مردن یا نمردن افراد هدف کسب‌وکار ما نیست؛ بلکه فقط می‌دانیم چه افرادی خطر مردن کمتری دارند و به آن‌ها تخفیف می‌دهیم.

آزمون ما را میلیون‌ها نفر انجام داده‌اند و این باعث شده به شرکت داده‌ی حجیم تبدیل شویم. درست است خدمات بیمه ارائه می‌دهیم؛ اما مفهوم اصلی شرکت داده‌ی حجیم است. درواقع، شرکت‌های بیمه به داده‌های ما اعتماد می‌کنند و به کسانی تخفیف می‌دهند که از دیدگاه ما خطر مریضی یا مرگ کمتری دارند.

همچنین، مانجال معتقد است این ایده باعث می‌شود مردم به سلامتی خود بیشتر اهمیت دهند و زندگی سالم‌تری داشته باشند. آن‌ها در ابتدا، فقط بیمه‌ی عمر ارائه می‌دادند؛ اما امروزه، خدمات درمانی و بیمه‌ی ناتوانی و سایر بیمه‌ها را نیز ارائه می‌دهند. استارتاپ Health IQ سال گذشته ۶۰ نفر کارمند داشت؛ ولی امسال ۱۶۰ نفر کارمند دارد. مانجال پیش‌بینی می‌کند سال آینده تعداد آن‌ها به ۳۰۰ نفر خواهد رسید. همچنین، این استارتاپ تا‌به‌حال ۷ میلیارد دلار پوشش بیمه در ۲۵ ماه اخیر داشته است.

مانجال کارآفرینی سریالی است و بعد از به‌موفقیت‌رسیدن هر کسب‌وکار، آن را به شرکت‌های بزرگ می‌فروشد. تاکنون، وی دو استارتاپ دیگر راه‌اندازی کرده و به شرکت‌های بزرگی فروخته است؛ اما این استارتاپ برای او فرق می‌کند و حاضر است زمان بیشتری برای آن بگذارد. او به‌اندازه‌ای به این استارتاپ امیدوار است که قصد دارد ۱۰ تا ۲۰ سال آینده روی آن تمرکز کند.

google

داستان دو کسب‌وکار موفق پیشین مانجال

پیش از اینکه مانجال استارتاپ خود را با هدف افزایش سلامتی مردم راه‌اندازی کند، دو کسب‌وکار دیگر به نام‌های Like.com و Andale را بنیان‌گذاری کرد و با سختی بسیار به‌موفقیت رساند. در ۲۶ سالگی، مانجال از شغلش استعفا داد و به منزل پدرومادرش بازگشت تا کسب‌وکار خودش را راه‌اندازی کند. او در همان اتاق قدیمی خود می‌خوابید و به پوسترهایی نگاه می‌کرد که دوران دبیرستان روی دیوار اتاق چسبانده بود. او با خود فکر می‌کرد، فردی بازنده است که دوباره به خانه‌ی والدینش بازگشته تا روی استارتاپش کار کند.

Andale ابزاری دراختیار فروشندگان ای‌بی (Ebay) و سایر بازارهای آنلاین قرار می‌داد تا بتوانند انبار و مشتریانشان را به‌طور خودکار مدیریت کنند. آن‌ها به‌کمک این ابزار می‌توانستند ایمیل بفرستند و اموری مانند بازگشت اجناس به بازار را در‌صورت فروش‌نرفتن ازطریق این ابزار کنترل کنند.

زمان‌بندی کسب‌وکار اول بسیار بد بود. او Andale را در سال ۱۹۹۹، یعنی در دوران «حباب دات کام» راه‌اندازی کرد. حباب دات کام دوره‌ای بود که از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱ و با پیدایش تعداد زیادی شرکت اینترنتی شکل گرفت. تعداد شرکت‌ها به‌اندازه‌ای زیاد شده بود که تنها شرکت‌های سودده می‌توانستند سرمایه دریافت کنند و مانجال مجبور شد ۱۸۰ نفر از کارمندانش را اخراج کند.

درنهایت، وی توانست با موفقیت از این حباب خارج شود و کارمندان شرکت را به ۲۰۰ نفر افزایش دهد. چندی بعد، مانجال کسب‌وکارش را به شرکت وندیو (Vendio) فروخت. وندیو به غول تجارت الکترونیکی چینی، یعنی علی‌بابا، تعلق داشت.

بعد از این فروش، مانجال بلافاصله کسب‌وکار دیگری به‌نام Like.com راه‌اندازی کرد. این ابزار ابتدا به کاربران اجازه می‌داد تصاویر شخصی‌شان را دسته‌بندی کنند؛ اما بعد از مدتی، به موتور جست‌وجوی خرید تبدیل شد. بدین‌ترتیب کاربران تصاویر دلخواهشان را وارد و فهرستی از سایت‌های آنلاینی را مشاهده می‌کردند که آن کالا یا مشابه آن را می‌فروخت. این شرکت نیز مانند کسب‌وکار قبلی مانجال موفق بود و گوگل آن را خرید.

healthiq

استخدام کارمندان با روشی جدید و غیرمتعارف

مانجال از هر دو کسب‌وکار پیشینش درس‌های زیادی آموخت. او استراتژی‌های خاصی دارد که موفقیتش را در هر دو کسب‌وکار پیشین تضمین کرده است. به‌عنوان مثال، یکی از دلایل متمایزکننده‌ی مانجال از سایر کارآفرینان، روش استخدام استعدادهای جدید در شرکت است.

۱. بررسی و تأیید تمامی نیروهای جدید

روند استخدام در شرکت‌های بزرگ معمولا بدین‌شکل است که مدیرعامل شرکت از فرایند استخدام کارمندان جدید مطلع نیست و این موضوع را به مدیران هر بخش و تیم منابع انسانی واگذار می‌کند. بااین‌حال، مانجال روند استخدام نیروهای جدید را با حساسیت دنبال می‌کند. تقریبا ۹۵ درصد مصاحبه با نیروهای جدید برعهده‌ی اوست و زمان زیادی از او می‌گیرد. البته، او این کار را از منبعی مطمئن، یعنی گوگل، یاد گرفت.

زمانی‌که مانجال قصد داشت شرکت دومش را به گوگل بفروشد، از آن‌ها پرسید: «چرا همین فردا قرارداد بسته نمی‌شود؟» آن‌ها به وی پاسخ دادند: «لری پیج، هم‌بنیان‌گذار گوگل، باید شخصا این موضوع را بررسی و نظرش را اعمال کند». بعد از این ماجرا، مانجال متوجه شد لری پیج خودش شخصا تمام کارمندان جدید را بررسی و تأیید می‌کند.

گوگل با استعدادترین و باهوش‌ترین کارمندان را استخدام می‌کند؛ زیرا تمام آن‌ها را لری پیج تأیید می‌کرد و کارمندان منابع انسانی می‌دانند پیج همه‌چیز را زیرنظر دارد و کارشان را بادقت انجام می‌دهند. مانجال می‌گوید:

معمولا وقتی کسب‌وکاری ساخته می‌شود، بنیان‌گذار آن همه‌ی مسائل را زیرنظر می‌گیرد. این مسائل نباید فقط به کارهای مهم محدود شود؛ بلکه باید تمام ابعاد را دربربگیرد. در شرکت‌های فناوری، روند استخدام بسیار مهم است و بنیان‌گذار شرکت باید مستقیما در این موضوع دخالت داشته باشد.

۲. استفاده از بِرَگ‌شیت (Brag Sheets) به‌جای رزومه

بِرَگ‌شیت مانند رزومه است، با این تفاوت که روی دستاوردها، تجارب مهم، مهارت‌های رهبری و تجربه‌ی کاری تمرکز می‌کند. اگر شخصی بخواهد برای کار در Health IQ درخواست استخدام دهد، به رزومه نیاز ندارد؛ زیرا مانجال از متقاضیان می‌خواهد فهرستی از تمامی دستاوردهایشان را در بِرَگ‌شیت به او تحویل دهند. او می‌گوید:

از متقاضیان می‌خواهم تمام دستاوردهایشان را در بِرَگ شیت بنویسند. به‌عنوان مثال، اگر در سال دوم دبیرستان در مسابقات املای کلمات مقام کسب کرده‌اند یا رهبریِ تیم کوچکی را برعهده داشته‌اند یا در مسابقات زیبایی شرکت کرده‌ و برنده شده‌اند، آن‌ها را نیز بنویسند. در این بِرَگ شیت، باید تمام دستاوردها نوشته شود.

او معتقد است برنده‌شدن عادت است. افرادی که زیاد برنده می‌شوند، به این موضوع عادت می‌کنند و در زندگی کاری خود نیز برای برنده‌شدن تلاش می‌کنند. رزومه‌ها معمولا نحوه‌ی انجام کار را توضیح نمی‌دهند و معمولا درباره‌ی مسئولیت‌ها صحبت می‌کنند. مانجال معتقد است شخصی که در گوگل و فیسبوک و اوبر کار کرده، فردی شایسته است؛ ولی این موضوع توانایی‌ها و دستاوردهای او را نشان نمی‌دهد. همچنین شخصی که در دانشگاهی معتبر تحصیل کرده، شاید باهوش باشد؛ اما درنهایت دستاوردهایش در محیط کار اهمیت دارد.

healthiq

۳. اغلب کارمندان این استارتاپ طرفدار سلامتی هستند

اغلب کارمندان استارتاپ Health IQ بحران سلامتی را در زندگی‌شان تجربه کرده‌اند و این اتفاقی نیست. مانجال می‌گوید:

دنبال کسانی هستیم که بحران سلامتی را در زندگی‌شان تجربه کرده‌اند و می‌توانند در این سفر با مشتریان همراه شوند.

به‌عنوان مثال، گاراو سوری، مدیر ارشد اجرایی این شرکت، کلسترول و قند خون بالایی داشت؛ به‌طوری‌که پزشک با هدف جلوگیری از سکته‌ی قلبی‌و‌مغزی برایش استاتین تجویز کرد و تا پایان عمر، باید دارو مصرف کند. به‌همین‌دلیل، سوری وزن کم کرد و سبک زندگی خود را تغییر داد.

برت کوپر، هم‌بنیان‌گذار این شرکت، نیز با بحران سلامتی جدی در زندگی‌اش روبه‌رو شده بود. او به‌دلیل اضافه‌وزن آسیب دیده بود و یک سال برنامه‌ی غذایی مشابهی برای صبحانه و ناهار و شام داشت تا اینکه درنهایت حدود ۵۰ کیلوگرم وزن کم کرد.

البته این موضوع بدین‌معنا نیست که تمام کارمندان باید مشکل سلامتی داشته باشند، بلکه هدف اصلی این است که به سلامتی اهمیت دهند نه اینکه به‌دلیل همکاری با استارتاپی معروف درخواست استخدام دهند. مانجال می‌گوید:

استخدام‌شدن در استارتاپی که ۸۰ میلیون دلار سرمایه جذب کرده، برای اغلب مردم آرزو است؛ به‌ویژه وقتی متوجه می‌شوند Andreessen Horowitz روی آن استارتاپ سرمایه‌گذاری کرده است. Andreessen Horowitz شرکت سرمایه‌گذاری معروفی درسیلیکون‌ولی است که روی شرکت‌های معروفی مانند فیسبوک و ایربی‌اندبی سرمایه‌گذاری کرده است. باوجوداین، دنبال استخدام چنین افرادی نیستم؛ مخصوصا کسانی که وب‌سایت Andreessen را بازمی‌کنند تا ببیند این شرکت روی چه استارتاپ‌های سرمایه‌گذاری می‌کنند و سپس، برایشان درخواست همکاری می‌فرستند.

او برای جلوگیری از این موضوع سعی می‌کرد برنامه‌های استارتاپش را عمومی نکند. بسیاری از شرکت‌ها باافتخار می‌گویند تک‌کرانچ روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده؛ اما مانجال کوشید این موضوع را تاحدممکن پنهان کند. او می‌خواهد تمام سرمایه‌گذاران جدید فکر کنند استارتاپ کوچک ۵ میلیون دلاری است و به‌دلیل ایده و هدف استارتاپ به آن علاقه‌مند شوند، نه به این دلیل که تا‌به‌حال شرکت‌های بزرگی روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

munjal shah

داستان سرمایه‌گذاری

در مرحله‌ی بعدی، استارتاپ Health IQ درحدود ۵ میلیون دلار سرمایه جذب کرد و سپس، ۷۵ میلیون دلار دیگر در مراحل بعدی از سرمایه‌گذاران دریافت کرد. مانجال در پاسخ به این پرسش که با فروختن دو کسب‌وکار قبلی تابه‌حال به این موضوع فکر کرده که سرمایه‌ی کار جدید را خودش پرداخت کند، چنین می‌گوید:

معتقدم کسب‌وکارهایی که با بودجه‌ی شخصی راه‌اندازی می‌شوند درنهایت کوچک می‌مانند و رشد نمی‌کنند. اینکه شخصی کسب‌وکاری را با سرمایه‌ی شخصی راه‌اندازی کند، بسیار تحسین‌شدنی است؛ اما تمام کسب‌وکارهای بزرگ برای باقی‌ماندن در بازار رقابت به سرمایه‌گذاری‌های کلان نیاز دارند.

توصیه‌ی او به بنیان‌گذاران این است که هیچ‌گاه به سرمایه‌ای کمتر از سرمایه‌ی مرحله‌ی قبلی خود راضی نشوند؛ زیرا این کار روحیه‌ی کارمندان و سرمایه‌گذاران را خراب می‌کند و کسب‌وکار را به نابودی می‌کشاند. برعکسِ این موضوع نیز صادق است: کسب‌وکار هرگز نباید بیشتر از ارزش خود سرمایه بگیرد.

راز موفقیت مانجال برای جلوگیری از شکست

فروختن موفقیت‌آمیز دو کسب‌وکار قبلی به شرکت‌های بزرگی مانند گوگل و دریافت سرمایه از یکی از معروف‌ترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری مانجال را به کارآفرین سریالی موفقی تبدیل کرده که تابه‌حال شکست را تجربه نکرده است. راز موفقیت او چیست؟

مانجال راز موفقیت را در علاقه‌مندی به موفقیت می‌داند. او معتقد است وقتی کسب‌وکاری را با ایده‌ای آغاز می‌کنید؛ اما بازار آن را نمی‌پذیرد و می‌گوید اشتباه است، دنبال دلیل بروید. روی درست‌بودن ایده‌ی خود پافشاری کنید؛ اما درنهایت، تصمیم درست اتخاذ کنید. مانجال می‌گوید:

اگر سرمایه‌گذاران به من بگویند ایده‌ای اشتباه است، حرف آن‌ها را نمی‌پذیرم و رد می‌کنم؛ اما اگر مشتریان بگویند ایده‌ی بدی است، به حرف آن‌ها گوش می‌کنم و می‌خواهم جزئیات بیشتری ارائه دهند.

پیووت باید زمانی اتفاق بیفتد که استارتاپ هنوز سرمایه‌ی زیادی دراختیار دارد

استارتاپ قبلی او، یعنی Like.com، مثال خوبی از طرزفکر مانجال است؛ چراکه بعد از نظرسنجی از مشتریان، پیووت (تغییر استراتژی کسب‌وکار) کرد. استارتاپ Health IQ نیز در ابتدا قرار نبود از مشتریان آزمون بگیرد؛ اما بعد از طراحی، مشتریان از آن استقبال کردند و کسب‌وکار به همین سمت پیش رفت. مانجال می‌گوید:

درواقع، در هر دو طرح کسب‌وکار شکست خوردیم؛ اما توانستیم شرکت را پیووت کنیم و درحالی‌که هنوز پول نقد داشتیم، مسیر کار را به‌سمت نیاز بازار تغییر دادیم. به‌همین‌دلیل، معتقدم پیووت باید در مراحل اولیه و زمانی انجام شود که هنوز دیر نشده است. اغلب کسب‌وکارها زمانی به فکر پیووت می‌افتند که کار از کار گذشته و نهایتا برای یک ماه دیگر پول نقد دارند؛ ازاین‌رو، شکست می‌خورند. پیووت باید زمانی اتفاق بیفتد که استارتاپ پول نقد زیادی دراختیار دارد.

ترویج سبک زندگی سلامت در محیط اعتیاد به کار سیلیکون‌ولی

استارتاپ Health IQ در قلب سیلیکون‌ولی و جایی واقع شده که کارمندان آن ۸۰ ساعت در هفته کار می‌کنند و هیچ‌کدام با شب‌کاری مشکلی ندارند. آن‌ها هرکاری انجام می‌دهند تا بتوانند استارتاپ خود را رشد دهند. Health IQ می‌تواند در چنین محیطی هماهنگ شود و رشد کند؟ مانجال معتقد است کارمندان استارتاپ‌ها دقیقا همان کسانی هستند که باید آگاهی بیشتری درباره‌ی وضعیت سلامتی خود داشته باشند. او می‌گوید:

استارتاپی‌ها ازنظر روان‌شناسی کسانی هستند که حاضرند امروزشان را به‌خاطر داشتن آینده‌ای روشن فدا کنند. آن‌ها حاضرند از حقوق هنگفت امروزشان صرف‌نظر کنند تا فردا چندین‌برابر پول بیشتری به‌دست آورند. باوجوداین، سلامتی موضوعی نیست که به‌تعویق بیفتد. اگر هر شب پیتزا می‌خورند، نمی‌توانند انتظار داشته باشند که این موضوع را فردا جبران و سبک زندگی سالمی انتخاب کنند؛ زیرا ممکن است دیر شده باشد. 

Health IQ برای حفظ سلامتی کارمندانش پیشنهادهای متنوعی دارد. کارمندان می‌توانند در کلاس‌های تناسب‌اندام اواسط روز شرکت کنند و میان‌وعده‌های سالم بخورند. همچنین، از آن‌ها خواسته می‌شود بین کار و زندگی خود تعادل ایجاد کنند.

munjal shah

توصیه‌های سلامتی مانجال به کارآفرینان

کارآفرینان همیشه سرشان شلوغ است و وقتی برای ورزش یا دویدن پیدا نمی‌کنند. فهرست بلندبالایی از کارهایی که باید انجام دهند، هرگز تمامی ندارد؛ اما مانجال معتقد است این افراد فقط کافی است به موادغذایی‌شان بیشتر اهمیت دهند. توصیه‌های او برای کارآفرینان عبارت است از:

۱. غذای سالم بخورید

اگر از کارآفرینی بپرسید همین حالا چه دغدغه‌ای دارد، بدون شک می‌گوید باید سرمایه‌گذار مهمی را این هفته ببینم یا هزار مشتری اول کسب‌وکار را پیدا کنم. پس، غذای سالم چه می‌شود؟ این روزها شاید کسی فرصت نداشته باشد زمان زیادی برای آشپزی بگذارد؛ اما استارتاپ‌های زیادی مانند UberEats و نمونه‌های مشابه آن وجود دارند که این مشکل را برطرف کرده‌اند و غذای سالم دراختیار مشتریانش خود قرار می‌دهند.

۲. نوشیدنی‌های مضر نخورید

نه گفتن به نوشیدنی‌هایی مانند نوشابه برای عده‌ی زیادی امکان‌پذیر نیست؛ اما این واقعیت را بپذیرید که برای سلامتی ضرر دارد. به‌جای نوشیدنی‌های مضر، آب‌میوه‌های طبیعی و شیر بنوشید.

چگونه یک ارائه‌ آسانسوری برای استارتاپ بنویسیم؟


چگونه یک ارائه‌ آسانسوری برای استارتاپ بنویسیم؟

چطور می‌توانیم استارتاپ یا کسب‌وکار مورد نظرمان را در یک یا دو جمله توضیح دهیم، به‌گونه‌ای که بتوانیم اصل مطلب را کاملا واضح و متقاعدکننده بیان کنیم؟

به‌عنوان صاحب یک کسب‌وکار کوچک، ایجاد درآمد یکی از مسئولیت‌های اصلی‌تان است. بنابراین علاوه‌بر چالش‌های دیگری که در تجارت با آن روبه‌رو هستید، باید زمان و انرژی کافی برای تأمینامنیت مشتری سرمایه‌گذاری کنید.

منظور از ارائه‌ی آسانسوری، ارائه‌ای موجز و کامل در چند جمله و در زمانی کوتاه معمولا کمتر از ۱ دقیقه است؛ به‌گونه‌ای که مخاطب بتواند کسب‌وکارتان را بشناسد و با آن ارتباط برقرار کند. دلیل نام‌گذاری این روش با عنوان «ارائه آسانسوری»، مثالی است که برای معرفی خود در آسانسور زده می‌شود. فرض کنید با شخص مهمی مانند بیل‌ گیتس در آسانسور همراه شده‌اید و می‌خواهید خودتان را در این فرصت کوتاه به او معرفی کنید، طوری‌که قرار ملاقاتی با شما ترتیب دهد؛ چطور و با چه جمله‌هایی خودتان را معرفی خواهید کرد؟

معرفی آسانسوری یکی از راه‌های مؤثر برای برپایی کسب‌وکار جدید است. سخنرانی مختصر اما بسیار تأثیرگذار بر مخاطب در فرصتی بین ۳۰ تا ۶۰ ثانیه، به‌گونه‌ای که مخاطب را برای ادامه‌ی ارتباط و بیشتر دانستن درباره‌ی کسب‌وکارتان متقاعد کند. ممکن است این ایده به‌نظر شما قدیمی و ابتدایی برسد، اما این‌ کار را انجام دهید تا ببینید که چه سودی به شما می‌رساند. مشتری به‌دست آورید، سراغ بازارهای جدید بروید و با به‌کارگیری پول افراد، ثروت خود را بسازید.

pitch elevator/ ارائه آسانسوری

مرحله‌ی اول: آمادگی برای ارائه

ایجاد فهرستی از اطلاعات 

برای اینکه بتوانید افراد را به خرید از خدمات و محصولاتتان ترغیب کنید، پیش از هر چیز باید درباره‌ی خودتان با آن‌ها صحبت کنید. فهرستی از اطلاعاتی که قصد انتقال و بیان آن‌ها را دارید، تهیه کنید. برای تهیه‌ی این فهرست، ۱۰ مورد از مهم‌ترین مواردی را که می‌خواهید همه در موردتان بدانند، بنویسید. به موضوعاتی بیندیشید که شما را نسبت به رقیبان در زمینه‌ی کاری‌تان متمایز و برجسته می‌کند. روی دستاوردهای کسب‌وکارتان و کارهایی که انجام می‌دهید، متمرکز شوید.

مرتب کردن فهرست

نرم‌افزار مناسبی مانند اکسل یا نوت‌پد را برای مرتب‌سازی فهرستتان براساس دسته‌بندی‌هایی به‌این شکل به‌کار ببرید:

  • توانایی‌ها و مهارت‌ها و دستاوردهایی که من و کسب‌وکارم را از دیگران متمایز می‌کند.
  • چه کاری در شغلم انجام می‌دهم؟
  • چطور کارها را به سرانجام می‌رسانم؟
  • چرا این کارها را انجام می‌دهم؟

گزینه‌هایی از فهرستتان را برای جواب دادن به سوالات هر دسته انتخاب کنید. به‌طور مثال برای سؤال دوم می‌توانید بنویسید: «من طراح و مدیر برنامه‌های امنیتی هستم.»

بعد از نوشتن همه‌ی جمله‌ها، آن‌ها را با ترتیبی منطقی برای نوشتن یک ارائه‌ی آسانسوری خوب مرتب کنید. اگر باز هم برای آگاهی از چگونگی ارائه‌ی آسانسوری باکیفیت نیاز به کمک دارید، می‌توانید در فضای آنلاین مثال‌هایی از این نوع ارائه را مشاهده کنید.

افزودن قلاب

به موضوعی جالب مثل آمار یا واقعیتی فکر کنید که مثل قلاب با آن مخاطب را به‌سرعت جذب خود کنید. این‌کار را پیش از آغاز ارائه‌تان انجام دهید.

به‌طور مثال اگر متخصص امنیت در حوزه‌ی فناوری اطلاعات (IT) هستید، پیش از شروع سخنرانی از حاضران بپرسید: «آیا می‌دانستید ۷۳ درصد از شرکت‌هایی که دچار مشکل نفوذ در داده‌هایشان می‌شوند، دلیل آن‌ را نمی‌دانند؟» با به‌کارگرفتن ایده‌ای جذاب و درگیرکننده، می‌توانید تمرکز مخاطبان را به‌دست‌آورید و شانس ارائه‌ی مؤثر را بیشتر کنید.

ارائه‌ی مختصر و مفید

در هنگام نوشتن ارائه، مطمئن شوید کلمات مناسب به‌کاررفته، دید روشنی از هدف ارائه می‌دهند. اگر جملاتی که نوشته‌اید، ارزشی به ارائه‌ی آسانسوریتان اضافه نمی‌کند، آن‌ها را با کلمه‌های مناسب‌تر و غنی‌تری جایگزین کنید. 

برای فهم بهتر موضوع، ۲ جمله‌ی درست و اشتباه را با هم مقایسه کنید:

جمله‌ی غلط: «من از کارم لذت می‌برم، چون حل مشکلات و حفظ امنیت سیستم‌های فناوری اطلاعات را دوست دارم.»

جمله‌ی درست: «من به طراحی سیستم‌های امنیتی که در حذف ویروس‌ها و مشکلات قدرتمند عمل می‌کنند، اشتیاق فراوانی دارم.»

pitch elevator/ ارائه آسانسوری

مرحله‌ی دوم: انجام سخنرانی ۶۰ ثانیه‌ای

صرف زمان برای تمرین سخنرانی

برای تمرین ارائه در بازه‌ی زمانی مشخص، زمان‌سنج را روی ۳۰ تا ۶۰ ثانیه تنظیم و تلاش کنید پیش از پایان این زمان سخنرانی کاملی ارائه دهید. اگرچه الزامی وجود ندارد که زیر ۶۰ ثانیه ارائه را به‌پایان برسانید، اما باید آمادگی بیان ارائه‌ای مختصر و متقاعدکننده در بازه‌ی زمانی کوتاه داشته باشید. اگر می‌توانید، هدف‌گذاری‌تان را روی ارائه در ۳۰ ثانیه قرار دهید. 

درخواست بازخورد

بهتر است سخنرانی خود را از زاویه‌ی دید دیگران هم بررسی کنید. سعی کنید در میان جمعی از دوستان و افراد خانواده‌تان سخنرانی خود را ارائه دهید و از آن‌ها بازخورد بخواهید. انتقاد سازنده در ارائه‌ی بهترین سخنرانی ممکن کمکتان می‌کند. در مورد شفافیت ارائه، حس مخاطب، برقراری مناسب ارتباط چشمی و میزان جذابیت و متقاعدکنندگی ارائه از آن‌ها سؤال کنید. علاوه‌بر آن، اگر از یکی از دوستان خود بخواهید در حینی که در حال ارائه‌ی سخنرانی هستید، وانمود کند مخاطب مورد هدف شماست، بیشتر به شما کمک می‌شود.

حذف سخنان غیر ضروری

هرچه بیشتر تمرین کنید، ناخودآگاه از گفتن جمله‌های اضافی دوری خواهید کرد. اما اینجا چند راه برای جلوگیری از گفتن صحبت‌های غیر ضروری بیان می‌کنیم:

  • پیش از آغاز سخنرانی نفس عمیقی بکشید. این‌کار باعث می‌شود بر عصبانیت و هیجانتان غلبه و درنتیجه تمرکز پیدا کنید. 
  • سرعت سخنرانی‌تان را کاهش دهید.
  • افرادی را که در حال صحبت برای آن‌ها هستید، دوستان نزدیکتان تصور کنید. کسی که تا حدی به‌شما نزدیک باشد، هیچ‌گاه قضاوت تند و سختگیرانه‌ای در موردتان نخواهد کرد (مانند یک همسایه یا یک دوست).

ارائه آسانسوری/ pitch elevator

دوری از تن صدای یکنواخت

اگر چندین‌بار ارائه را تمرین کنید، ممکن است تمرکزتان بیش از حد به‌سمت کلمه‌ها برود و از چگونگی ارائه غافل شوید. پربارترین سخنرانی‌ها هم اگر با تن صدای ماشین‌وار ارائه شوند، اثربخشی‌شان را از دست خواهند داد. بنابراین سعی کنید در طول تمرین تن صدایتان را رصد کنید و سطح انرژی و صدا را به‌گونه‌ای تنظیم کنید که شنونده‌ها رضایت و اشتیاق کافی را تجربه کنند.

حذف اصطلاحات

شاید برای کسانی که با صنعت کسب‌وکارتان آشنایی دارند، استفاده از اصطلاحات مانعی نداشته باشد، اما در ارائه‌ی آسانسوری باید هرچه شفاف‌تر صحبت کنید. چون ممکن است استفاده از اصطلاحات برای مخاطبان گیج‌کننده باشد. پس تا حد امکان از آن دوری کنید.

صحبت کردن با سرعت کم

این درست است که فرصت کوتاهی برای بیان ارائه دارید، اما مراقب باشید به‌خاطر این موضوع در دام تند صحبت کردن نیفتید. اگر مخاطبان نتوانند پیام کلامتان را به‌درستی متوجه شوند، منظور اصلی‌تان از ارائه را نیز نخواهند فهمید. پس در هنگام تمرین، به‌طور ذهنی هر زمان که متوجه شدید درحال تند صحبت کردن هستید، خودتان را مجبور به کاهش سرعت سخنرانی کنید.

ضبط سخنرانی

بعد از اینکه محتوای ارائه را قوی و چندین بار آن را تمرین کردید، نوبت به ضبط ارائه در هنگام سخنرانی می‌رسد. این‌ کار اگرچه ممکن است به شما حس ناشیانه‌بودن بدهد، یکی از حیاتی‌ترین نکاتی است که باید در ارائه‌ی آسانسوری رعایت شود.

ارائه آسانسوری خوب یعنی ارائه‌ای کوتاه با رعایت کامل نکات سخنرانی

بعد از ضبط ویدئو، آن را اجرا کنید و ببینید چطور به‌نظر می‌رسید. آیا روان پیش می‌رود یا در حین سخنرانی گیر می‌کنید و تپق می‌زنید؟ از خودتان بپرسید آیا من سخنرانی قابل قبولی ارائه کرده‌ام که مخاطب را درگیر یا به کاری یا عکس‌العملی وادار کند؟ اگر اینطور نیست، ارائه را تا زمانی‌که روان باشد و به اثربخشی موردنظر برسد، تکرار کنید.

برقراری ارتباط چشمی

دیدن فیلم ضبط‌شده از سخنرانی خودتان، ممکن است سرنخ‌هایی در مورد عادت‌های فیزیکی‌تان به شما بدهد. برای مثال، ایجاد ارتباط چشمی با مخاطب اهمیت زیادی دارد. توانایی روبه‌رو شدن با نگاه‌های خیره‌ی مخاطبان این پیام را می‌رساند که به این گفت‌وگو علاقمندید و به آنچه می‌گویید، اعتماد دارید.

برای تمرین، هنگام ارائه جلوی آینه بایستید و نگاه خیره‌تان را برای ۳ تا ۴ ثانیه در آینه نگه‌دارید؛ بدون اینکه این ارتباط قطع شود. این تمرین را با لنز دوربین هنگام ضبط سخنرانی انجام دهید.

دوری از تغییر چهره و حرکات گیج‌کننده

اگر عادت اخم کردن هنگام عصبانیت، یا تکان دادن شدید دست در زمان صحبت کردن دارید، لازم است روی عادت‌های خود کار کنید و این رفتارها را تحت کنترل خود دربیاورید. هر زمان که این عادت‌ها اتفاق می‌افتند، هشیار باشید و به‌طور ذهنی به‌خودتان بگویید که نباید آن کار را تکرار کنید. به‌این‌ترتیب به‌مرور زمان، این رفتارها تحت کنترل درخواهند آمد.

ارائه آسانسوری/ pitch elevator

مرحله‌ی سوم: پایان ارائه

آمادگی برای پاسخ به سوالات

زمانی‌که سخنرانی‌تان را به‌پایان رساندید، وقت آن است که به مرحله‌ی بعد فکر کنید. بعد از ارائه‌ی آسانسوری موفق و جلب توجه مخاطبان هدف، افراد ممکن است پرسش‌هایی برایشان پیش بیاید.

فهرستی از پرسش‌های احتمالی افراد تهیه و جواب آن‌ها را آماده کنید. به‌این‌ترتیب هنگام پرسیدن سؤال از سوی مخاطبانتان گرفتار نخواهید شد.

درخواست پیگیری

بعد از ارائه، به‌جای دادن کارت ویزیت به افراد و ترک محل، روش‌های خلاقانه‌تر و پویاتری را برای ایجاد ارتباط با آن‌ها به‌کار ببرید. مثلا از آن‌ها بخواهید ایمیل یا راه ارتباطی دیگری از خودشان به شما بدهند تا در صورت تمایل رزومه‌ی کاملی برایشان ارسال کنید؛ یا می‌توانید پرسشی مطرح کنید که شخص را تشویق به انجام کار بعدی کند. ممکن است بگویید: من دوست دارم فرصت بیشتری برای گفت‌وگو با شما در این زمینه داشته باشم. ممکن است قرار ملاقاتی بگذاریم؟

بهترین راه افزایش بازدید سایت به صورت رایگان

گوگل مشابه یک انسان اندیشه و عمل می کند. گوگل پارامتر هایی مانند میزان ماندن بازدید کنندگان در سایت و میزان کار و جنبش را باره ارزیابی قرار می دهند. به نظرم گوگل در مواجه با سایت شما این سوالات را از خودش میپرسد؟


چند نفر در صفحه نخست (گوگل) بر روی سایت شما کلیک می کنند؟

بازدید کنندگان چقدر در سایت می مانند؟

این مطلب چقدر از حیث بازدید کنندگان جذاب است؟

این بازدید کنندگان بیشتر از کدام مملکت ها هستند؟

آیا عملی در سایت سپریدن می دهند؟

چند سایت معتبر این صفحه از سایت را پیشنهاد کرده اند؟

پس نرم انگیزه ها افزایش بازدید سایت به صورت مجانی ممکن است سایت شما را نابود کند.


بهترین راه افزایش بازدید سایت به چهره رایگان

بالا بردن بازدید سایت در گوگل

تنها مسیر افزایش بازدید سایت به چهره رایگان


می خوام یک مدل جذاب بهتون معرفی کنم که چه بسا بارها با آن قبلا روبرو شدید.


فرض نماییم شما سیر هستید و بهتون یک تکه پیتزای مجانی تعارف کنند. پیتزایی داغ با خمیر نازک. همراه با پنیر فراوان که وقتی اونو از توی ظرف بر میدارید پنیر آن کش میاد.


به نظرتون میتونید متعلق به قطعه بگذرید؟ من که اصلا نمیتونم.




افزایش بازدید واقعی

بیایید برای کسب و کار خودتون چند لغایت تکه پیتزای مجانی راستین فرآوری کنید. منظورم خود پیتزا نیست یقیناً، به نمونه های زیر پروا کنید.


مثلا اگر دندان طبیب هستید بیایید تعلیم بدید که بعد از دندان کشیدن چه غذایی بخوریم. یا چه چیزی بنوشیم که درد دندان کمتر حس بشه. فردی که این مطلب را در گوگل می خواند حتما سایر صفحات سایت دندان پزشکی را می خواند.

مثلا اگر برقکار ماشین هستید و به پیگیری کارهای خدماتی هستید. افزایش بازدید واقعی گوگل باید ملت را آگاه کنید که از کجا بفهمند اگر مشکلی برای خودرو به وجود آمد مشکل برقی دارد یا خیر. و یا از کجا از سلامت برقی خودرو خود اطمینان حاصل کنند.

مثلا اگر نقاش هستید و می خواهید نقاشی های خود را در اینترنت بفروشید بیایید به معرفی نمایشگاه های نقاشی بپردازید و خود در آن نمایشگاه ها حضور یابید.

البته این بازدید راستین نیازمند این است که شما به صورت مرتب فرآوری محتوا کنید. اما اگر در سایت خویش تصمیم بر این گرفته اید که ماهیانه یک مطلب درج کنید بهتر است از تبلیغات پولی در گوگل بهره‌گیری کنید تا شدامد سایت خویش را افزایش دهید. اما در پایان به مدت محدودی در صفحه ابتدا قرار خواهید گرفت